آدرس جدید...
وبلاگ هیئت تیراندازی با کمان استان تهران
ما و شما
با سلام به علاقه مندان تیراندازی با کمان:
برای دریافت اخبار و مطالب مربوط به فعالیتهای هیئت تیراندازی با کمان استان تهران، به آدرس زیر مراجعه فرمایید:
http://www.kamandaran.blogsky.com
از همه عزیزان برای همکاری دعوت می شود.
منتظر دریافت مطالب از سوی شما هستیم.
روابط عمومی هیئت
آقای کریم صفایی
نخستین همایش «کمان و کماندار در فرهنگ ایران زمین»
آقای کریم صفایی رئیس فدراسیون تیراندازی با کمان جمهوری اسلامی ایران در حال دریافت لوح تقدیر و سپاس از دست آقای مهندس اسفندیار مشایی معاون رئیس جمهوری و رئیس سازمان میراث فرهنگی،صنایع دستی و گردشگری
آقای مهندس کریم شایان راد
نخستین همایش«کمان و کماندار در فرهنگ ایران زمین»
آقای مهندس کریم شایان راد رئیس هیئت تیراندازی با کمان استان تهران در حال دریافت لوح تقدیر و سپاس از دست آقای مهندس اسفندیار مشایی معاون رئیس جمهوری و رئیس سازمان میراث فرهنگی،صنایع دستی و گردشگری
نخستين همايش کمان و کماندار در فرهنگ ايران زمين(۱۳ تيرماه ۸۶)
با حضور رئيس سازمان ميراث فرهنگي صورت گرفت
تجليل از مرزبانان پيشكسوت ميهن اسلامي
مراسم تجليل از مرزبانان پيشكسوت مرزهای جغرافیایی و فرهنگی ميهن اسلامي در نخستين همايش كمان و كماندار در فرهنگ ايران زمين با حضور معاون رئيس جمهور و رئيس سازمان ميراث فرهنگي برگزار شد.
به گزارش روابط عمومي ستاد برگزاري همايش كمان و كماندار در فرهنگ ايران زمين مهندس اسفنديار رحيم مشائي در اين همايش با تاكيد بر دائمي بودن مرز ميان زيبايي ها و زشتي ها و رسالت خطير بشر در مرزباني و حراست از نيكي ها، نسبت به مقام مرزبانان پيشكسوت كشور اداي احترام كرد.
دکتر ميلاد محقق دبير همايش كمان و كماندار در فرهنگ ايران زمين هدف از برگزاري اين همايش را اشاعه فرهنگ اصيل ايراني، بازشناسي عناصر هويت بخش ايراني، واكاوي چهره اسطوره اي آرش كمانگير و داشته هاي فرهنگي امروز ايران، ترويج فرهنگ پهلواني و رشادت و جوانمردي و همچنين بررسي و شناخت رابطه ميان كمان و كماندار با حوزه هاي اسطوره شناسي، فرهنگ و ادبيات فارسي، مردم شناسي، هنرهاي سنتي و صنايع دستي، باستان شناسي، گردشگري ورزشي و فرهنگ و هنر و ادبيات معاصر ايران برشمرد.
در نخستين همايش كمان و كماندار در فرهنگ ايران زمين نوزده نفر از پيشكسوتان و بزرگان عرصه مرزباني و فرهنگ و ادب و ورزش ايران زمين، دكتر ميرجلال الدين كزازي، دكتر محمد ميرشكرايي، دكتر دلاور بزرگ نيا، دكتر سعيد فهندژ سعدي، آقاي كريم صفايي، آقاي رضا كيارستمي، اميرسرتيپ محمد كلارستاقي، اميرسرتيپ فضل الله شاهين راد، اميرسرتيپ دكتر محمد سهرابي، اميرسرتيپ دكتر منوچهر نجفدري، اميرسرتيپ بيژن بهرامپور، اميرسرتيپ عبدالله اخياني، اميرسرتيپ تاج الديني، استاد امير صادقي، مهندس كريم شايان راد، خسرو شهبندي، شادروان هوشنگ كشاورزي، رضا زماني نژاد و خانم اكرم شعباني مورد تجليل قرار گرفتند و به هر يك از آنان لوح يادبود، تنديس همايش و يك دستگاه تير و كمان ساخت ايران اهدا شد.
همايش ...
نخستین همایش « کمان و کماندار در فرهنگ ایران زمین » برگزار می شود
در جلسه شورای سیاستگزاری نخستین همایش کمان و کماندار در فرهنگ ایران زمین، زمان و مکان برگزاری این همایش تعیین شد.
دکتر میلاد محقق دبیراین همایش در این باره گفت:
نخستین همایش کمان و کماندار در فرهنگ ایران زمین با محوریت شعار اتحاد ملی و پرداختن به موضوعاتی چون اسطوره تاریخی ایران(آرش کمانگیر)،ادبیات،مردم شناسی،هنرهای سنتی،صنایع دستی،ورزش و بطور کلی فرهنگ و هنر این مرز و بوم کهن و گرانقدردرروز چهارشنبه سیزدهم تیرماه 86 در سالن همایشهای سازمان میراث فرهنگی،صنایع دستی و گردشگری برگزار می گردد.
وی در ادامه افزود: این همایش دارای برنامه های متنوع و جذابی است که جزئیات آن در خبرهای بعدی اعلام خواهد شد.
روابط عمومی ستاد برگزاری همایش
شماره تلفن دفتر همایش: 77846600
تسليت...
جناب آقای کریم صفایی
ریاست محترم فدراسیون تیراندازی با کمان جمهوری اسلامی ایران
رحلت مرحومه مغفوره والده محترمه تان را تسلیت می گویم.
از خداوند منان برای آن مرحومه، رحمت و مغفرت و برای جنابعالی و سایر بازماندگان و بستگان، سلامتی و سعه صدر مسئلت دارم.
کریم شایان راد
رئیس هیات تیراندازی با کمان استان تهران
باز گشت همه بسوی اوست
جناب آقای کریم صفایی
ریاست محترم فدراسیون تیراندازی با کمان جمهوری اسلامی ایران
تسلیت صمیمانه ما را بمناسبت درگذشت مرحومه مغفوره والده محترمه تان پذیرا باشید.
هیات رئیسه، رئیس و کارکنان هیات تیراندازی با کمان استان تهران
مجلس ترحيم
بازگشت همه بسوی اوست
به مناسبت سومین روز در گذشت مرحومه مغفوره شوکت نصیری (والده محترمه آقای کریم صفایی ریاست محترم فدراسیون تیراندازی با کمان جمهوری اسلامی ایران) مجلس ترحیمی برگزار می گردد.
زمان: جمعه ۲۵ خرداد ماه ۱۳۸۶ ساعت ۱۷ تا ۱۸۳۰
مکان: خیابان پیروزی- خیابان شهید جعفرنژاد- خیابان شهید دریاباری- پلاک ۱۴۱
همچنین مراسم دیگری هم به همین مناسبت در روز دوشنبه ۲۸ خرداد ماه ۱۳۸۶ ساعت ۱۷ تا ۱۸۳۰ در همان مکان برگزار می گردد.
همه از خداييم و همه بسوی او ...
انا لله وانا الیه راجعون
بدین وسیله به اطلاع می رسانیم خانم شوکت نصیری والده محترمه آقای کریم صفایی،ریاست محترم فدراسیون تیراندازی باکمان جمهوری اسلامی ایران، دعوت حق را لبیک گفته اند.
مراسم تشیع پیکر آن مرحومه: راس ساعت ۹ صبح روز پنجشنبه ۲۴ خردادماه ۱۳۸۶ از مسجد علوی واقع در خیابان پیروزی نرسیده به کوکاکولا- خیابان شهید بستان منش- خیابان شهید غیاثیان-
هیات تیراندازی با کمان استان تهران
آرش و ادبيات
آرش در ادبیات معاصر ایران
سیاوش کسرایی چامهسرای ایرانی نیز چامهای به نام آرش کمانگیر و با موضوع آرش دارد که در پی میآید:
برف میبارد؛ برف میبارد به روی خار و خاراسنگ. کوهها خاموش، درهها دلتنگ، راهها چشم انتظار کاروانی با صدای زنگ... بر نمیشد گر ز بام کلبهها دودی، یا که سوسوی چراغی گر پیامی مان نمیآورد، ردِّ پاها گر نمیافتاد روی جادهها لغزان، ما چه میکردیم در کولاک دل آشفتهٔ دم سرد؟ آنک، آنک کلبهای روشن، روی تپه، روبه روی من...
در گشودندم. مهربانیها نمودندم. زود دانستم، که دور از داستان خشم برف و سوز، در کنار شعلهٔ آتش، قصه میگوید برای بچههای خود عمو نوروز، «... گفته بودم زندگی زیباست. گفته و ناگفته، ای بس نکتهها کاینجاست. آسمان باز؛ آفتاب زر؛ باغهای گل؛ دشتهای بی در و پیکر؛
سر برون آوردن گل از درون برف؛ تاب نرم رقص ماهی در بلور آب؛ بوی عطر خاک باران خورده در کهسار؛ خواب گندم زارها در چشمهٔ مهتاب؛ آمدن، رفتن، دویدن؛ عشق ورزیدن؛ در غم انسان نشستن؛ پا به پای شادمانیهای مردم پای کوبیدن؛
کار کردن، کار کردن؛ آرمیدن؛ چشم انداز بیابانهای خشک و تشنه را دیدن؛ جرعههایی از سبوی تازه آبِ پاک نوشیدن؛
گوسفندان را سحرگاهان به سوی کوه راندن؛ هم نفس با بلبلان کوهی آواره خواندن؛ در تله افتاده آهوبچگان را شیردادن و رهانیدن؛ نیم روز خستگی را در پناه دره ماندن؛
گاه گاهی، زیرِ سقفِ این سفالین بامهای مه گرفته، قصههای درهم غم را ز نم نمهای بارانها شنیدن؛ بی تکان گهوارهٔ رنگین کمان را در کنار بام دیدن؛
یا، شب برفی، پیشِ آتشها نشستن، دل به رؤیاهای دامن گیر و گرمِ شعله بستن...
آری، آری، زندگی زیباست. زندگی آتش گهی دیرنده پابرجاست. گر بیفروزیش، رقص شعله اش در هر کران پیداست. ورنه، خاموش است و خاموشی گناه ماست.»
پیرمرد، آرام و با لبخند، کندهای در کورهٔ افسرده جان افکند. چشم هایش در سیاهیهای کومه جست وجو میکرد؛ زیر لب آهسته با خود گفت وگو میکرد:
«زندگی را شعله باید برفروزنده؛ شعلهها را هیمه سوزنده. جنگلی هستی تو، ای انسان!
جنگل، ای روییده آزاده، بی دریغ افکنده روی کوهها دامان، آشیانها بر سرانگشتان تو جاوید، چشمهها در سایبانهای تو جوشنده، آفتاب و باد و باران بر سرت افشان، جان تو خدمت گرِ آتش... سربلند و سبز باش، ای جنگلِ انسان!
«زندگانی شعله میخواهد»، صدا سرداد عمو نوروز، شعلهها را هیمه باید روشنی افروز. کودکانم، داستان ما ز آرش بود. او به جان خدمت گزار باغ آتش بود.
روزگاری بود؛ روزگار تلخ و تاری بود. بخت ما چون روی بد خواهان ما تیره. دشمنان برجان ما چیره. شهرِ سیلی خورده هذیان داشت؛ بر زبان بس داستانهای پریشان داشت. زندگی سرد و سیه چون سنگ؛ روزِ بدنامی، روزگار ننگ. غیرت اندر بندهای بندگی پیچان؛ عشق در بیماری دل مردگی بی جان.
فصلها فصلِ زمستان شد، صحنهٔ گلگشتها گم شد، نشستن در شبستان در شبستانهای خاموشی، می تراوید از گلِ اندیشهها عطر فراموشی.
ترس بود و بالهای مرگ؛ کس نمیجنبید، چون بر شاخه برگ از برگ. سنگر آزادگان خاموش؛ خیمه گاه دشمنان پرجوش.
مرزهای مُلک، همچو سرحدّات دامن گستراندیشه، بی سامان. برجهای شهر، همچو باروهای دل، بشکسته و ویران. دشمنان بگذشته از سرحدّ و از باور... هیچ سینه کینهای در بر نمیاندوخت. هیچ دل مهری نمیورزید. هیچ کس دستی به سوی کس نمیآورد. هیچ کس در روی دیگر کس نمیخندید.
باغهای آرزو بی برگ؛ آسمان اشکها پربار. گرم رو آزادگان در بند؛ روسپی نامردمان در کار...
انجمنها کرد دشمن؛ رایزنها گردِ هم آورد دشمن؛ تا به تدبیری که در ناپاک دل دارند، هم به دست ما شکستِ ما براندیشند. نازک اندیشان شان، بی شرم،- که مباداشان دگر روزِ بهی در چشم،- یافتند آخر فسونی را که میجستند... چشمها با وحشتی در چشم خانه هر طرف را جست وجو میکرد؛ وین خبر را هر دهانی زیرِ گوشی بازگو میکرد.
«آخرین فرمان، آخرین تحقیر... مرز را پروازِ تیری میدهد سامان! گر به نزدیکی فرود آید، خانه هامان تنگ، آرزومان کور... ور بپرّد دور، تا کجا؟ ... تا چند؟ ... آه! ... کو بازوی پولادین و کو سرپنجهٔ ایمان؟»
هر دهانی این خبر را بازگو میکرد؛ چشم ها،بی گفت و گویی، هر طرف را جست و جو میکرد.»
پیرمرد، اندوهگین، دستی به دیگر دست میسایید. از میان درههای دور، گرگی خسته مینالید. برف روی برف میبارید. باد بالش را به پشتِ شیشه میمالید.
«صبح میآمد – پیرمرد آرام کرد آغاز، - پیشِ روی لشکر دشمن سپاهِ دوست؛ دشت نه، دریایی از سرباز...
آسمان الماسِ اخترهای خود را داده بود از دست بی نفس میشد سیاهی در دهان صبح؛ باد پر میریخت روی دشت باز دامن البرز.
لشکر ایرانیان در اضطرابی سخت دردآور، دو دو و سه سه به پچ پچ گرد یکدیگر؛ کودکان بر بام، دختران بنشسته بر روزن، مادران غمگین کنارِ در.
کم کمَک در اوج آمد پچ پچ خفته. خلق، چون بحری برآشفته، به جوش آمد؛ خروشان شد؛ به موج افتاد؛ برش بگرفت و مردی چون صدف از سینه بیرون داد.
«منم آرش، - چنین آغاز کرد آن مرد با دشمن؛ - منم آرش، سپاهی مردی آزاده، به تنها تیر ترکش آزمون تلختان را اینک آماده.
مجوییدم نسب، - فرزند رنج و کار؛ گریزان چون شهاب از شب، چو صبح آمادهٔ دیدار.
مبارک باد آن جامه که اندر رزم پوشندش؛ گوارا باد آن باده که اندر فتح نوشندش. شما را باده و جامه گوارا و مبارک باد! دلم را در میان دست میگیرم و میافشارمش در چنگ، - دل، این جام پر از کینِ پر از خون را؛ دل، این بی تاب خشم آهنگ...
که تا نوشم به نامِ فتح تان در بزم؛ که تا کوبم به جام قلب تان در رزم! که جامِ کینه از سنگ است. به بزم ما و رزم ما، سبو و سنگ را جنگ است.
درین پیکار، در این کار، دل خلقی است درمشتم، امید مردمی خاموش هم پشتم.
کمان کهکشان در دست، کمان داری کمان گیرم. شهاب تیزرو تیرم؛ ستیغ سربلند کوه مأوایم؛ به چشم آفتاب تازه رس جایم. مرا تیر است آتش پر؛ مرا باد است فرمان بر.
ولیکن چاره را امروز زور و پهلوانی نیست. رهایی با تن پولاد و نیروی جوانی نیست. در این میدان، بر این پیکان هستی سوز سامان ساز، پری از جان بباید تا فرو ننشیند از پرواز.»
پس آن گه سر به سوی آسمان برکرد، به آهنگی دگر گفتار دیگر کرد:
«درود، ای واپسین صبح، ای سحر بدرود! که با آرش تو را این آخرین دیدار خواهد بود. به صبح راستین سوگند! به پنهان آفتاب مهربار پاک بین سوگند! که آرش جان خود در تیر خواهد کرد، پس آنگه بی درنگی خواهدش افکند.
زمین میداند این را، آسمانها نیز، که تن بی عیب و جان پاک است. نه نیرنگی به کار من، نه افسونی؛ نه ترسی در سرم، نه در دلم باک است.»
درنگ آورد و یک دم شد به لب خاموش. نفس در سینهها بی تاب میزد جوش.
«ز پیشم مرگ، نقابی سهمگین بر چهره، میآید. به هر گام هراس افکن، مرا با دیدهٔ خون بار میپاید. به بال کرکسان گرد سرم پرواز میگیرد، به راهم مینشیند، راه میبندد؛ به رویم سرد میخندد؛ به کوه و دره میریزد طنین زهرخندش را، و بازش باز میگیرد.
دلم از مرگ بی زار است؛ که مرگ اهرمن خو آدمی خوار است. ولی، آن دم که ز اندوهان روانِ زندگی تار است؛ ولی، آن دم که نیکی و بدی را گاه پیکار است؛ فرو رفتن به کام مرگ شیرین است. همان بایستهٔ آزادگی این است.
هزاران چشم گویا و لب خاموش مرا پیک امید خویش میداند. هزاران دست لرزان و دل پرجوش گهی میگیردم، گه پیش میراند.
- پیش میآیم.
دل و جان را به زیورهای انسانی میآرایم. به نیرویی که دارد زندگی در چشم و در لبخند، نقاب از چهرهٔ ترس آفرین مرگ خواهم کند.»
نیایش را، دو زانو بر زمین بنهاد. به سوی قلهها دستان ز هم بگشاد؛ «برآ، ای آفتاب، ای توشهٔ امّید! برآ، ای خوشهٔ خورشید! تو جوشان چشمه ای، من تشنهای بی تاب. برآ، سرریز کن، تا جان شود سیراب. چو پا در کام مرگی تندخو دارم، چو در دل جنگ با اهریمنی پرخاش جو دارم، به موج روشنایی شست و شو خواهم؛ ز گل برگ تو، ای زرینه گل، من رنگ و بو خواهم.
شما، ای قلههای سرکش خاموش، که پیشانی به تندرهای سهم انگیز میسایید، که بر ایوان شب دارید چشم انداز رؤیایی، که سیمین پایههای روز زرین را به روی شانه میکوبید، که ابر آتشین را در پناه خویش میگیرید؛ غرور و سربلندی هم شما را باد! امیدم را برافرازید، چو پرچمها که از باد سحرگاهان به سر دارید. غرورم را نگه دارید، به سان آن پلنگانی که در کوه و کمر دارید.»
زمین خاموش بود و آسمان خاموش. تو گویی این جهان را بود با گفتار آرش گوش. به یال کوهها لغزید کم کم پنجهٔ خورشید. هزاران نیزهٔ زرّین به چشم آسمان پاشید. نظر افکند آرش سوی شهر، آرام. کودکان بر بام؛ دختران بنشسته بر روزن؛ مادران غمگین کنار در؛ مردها در راه. سرود بی کلامی، با غمی جان کاه، ز چشمان بر همی شد با نسیم صبح دم هم راه. کدامین نغمه میریزد، کدام آهنگ آیا میتواند ساخت، طنین گامهای استواری را که سوی نیستی مردانه میرفتند؟ طنین گامهایی را که آگاهانه میرفتند؟
دشمنانش، در سکوتی ریشخند آمیز، راه وا کردند. کودکان از بامها او را صدا کردند، مادران او را دعا کردند. پیرمردان چشم گرداندند. دختران، بفشرده گردن بندها در مشت، همرهِ او قدرت عشق و وفا کردند. آرش، امّا همچنان خاموش، از شکاف دامن البرز بالا رفت. وز پی او، پردههای اشک پی در پی فرود آمد.»
بست یک دم چشم هایش را عمو نوروز، خنده بر لب، غرقه در رؤیا. کودکان، با دیدگان خسته و پی جو، در شگفت از پهلوانی ها. شعلههای کوره در پرواز، باد در غوغا.
- شام گاهان،
راه جویانی که میجستند آرش را به روی قله ها، پی گیر، بازگردیدند، بی نشان از پیکر آرش، با کمان و ترکشی بی تیر. آری، آری، جان خود در تیر کرد آرش. کار صدها صد هزاران تیغهٔ شمشیر کرد آرش.
تیر آرش را سوارانی که میراندند بر جیحون، به دیگر نیم روزی از پی آن روز، نشسته بر تناور ساق گردویی فرو دیدند. و آنجا را، از آن پس، مرزِ ایران شهر و توران بازنامیدند.
آفتاب، در گریز بی شتاب خویش، سالها بر بام دنیا پا کشان سر زد.
ماهتاب، بی نصیب از شبروی هایش، همه خاموش، در دل هر کوی و هر برزن، سر به هر ایوان و هر در زد. آفتاب و ماه را درگشت سالها بگذشت. سالها و باز، درتمام پهنهٔ البرز، وین سراسر قلهٔ مغموم و خاموشی که میبینید، وندرون درههای برف آلودی که میدانید، رهگذرهایی که شب در راه میمانند نام آرش را پیاپی در دل کهسار میخوانند، و نیاز خویش میخواهند.
با دهان سنگهای کوه آرش میدهد پاسخ. می کندشان از فراز و از نشیب جادهها آگاه؛ می دهد امید، می نماید راه.»
در برون کلبه میبارد. برف میبارد به روی خار و خاراسنگ. کوهها خاموش، درهها دل تنگ. راهها چشم انتظار کاروانی با صدای زنگ...
کودکان دیری است در خوابند، در خواب است عمو نوروز. می گذارم کندهای هیزم در آتش دان. شعله بالا میرود پرسوز...
آرش در فرهنگ دهخدا به معنی "خداوند تیرهای سریع" است
در اين باره بدانيم...
آرش کمانگیر
آرش معروف به كمانگير، از پهلوانهاي باستاني و اسطورهاي ايران است كه در تيراندازي بسيار زبردست و بيمانند بود. او پس از شكست ايرانيان از تورانيان براي تعيين مرز دو كشور تيري را از نقطهي شكست، ساري يا آمل، پرتاب كرد. تير آرش پس از زمان درازي بر تنهي درختي در مرو فرود آمد. مرز ايران اين گونه تعيين شد، اما پيكر آرش، كه همهي نيروي خود را براي پرتاب آن تير گذاشته بود، پاره پاره شد و او جان خود را در راه ميهن از دست داد.
فداكاري آرش
منوچهر، پادشاه پيشدادي، در سالهاي پاياني فرمانروايي خود از افراسياب توراني شكست خورد و به مازندران پناهنده شد. سرانجام، هر دو به صلح گرايش پيدا كردند و منوچهر از افراسياب خواست كه به اندازهي يك تير پرتاب از خاك ايران را به او بازگرداند. افراسياب درخواست او را پذيرفت و ايرانيان آرش را كه در تيراندازي چيره دست و پرآوازه بود، براي پرتاب آن تير سرنوشتساز برگزيدند. آرش بر فراز كوهي برآمد و تير در كمان گذاشت و كمان را كشيد و تير پرتاب شد. اما خداوند به باد فرمان داد كه تير را از آن كوه بردارد و به آن سوي خراسان ببرد. سرانجام تير بر تنهي درختي فرود آمد.
آن گونه كه بيروني در آثار الباقيه آورده است، فرشتهاي به نام اسفندارمذ به منوچهر فرمان داد كه تير و كمان ويژهاي بسازد. سپس، آرش برهنه شد و تن خود را به مردم نشان داد و گفت:"ببينيد كه پيكر من هيچ گونه زخم و بيماري ندارد، اما پس از تيراندازي نابود خواهم شد." گويند كه اسفندارمذ تيروكمان را به آرش داد و گفت هر كه آن را بيفكند، به جاي بميرد و آرش با اين آگاهي تن به مرگ داد. او همهي نيروي خود را در چلهي كمان گذاشت و با پرتاب تير، پيكرش پاره پاره شد.
تاريخ آرش
كهنترين نوشتهاي كه در آن از آرش سخن رفته است، كتاب اوستا(يشت هشتم، بند ششم) است. در اين كتاب از قهرماني به نام ارخشه با ويژگيهايي مانند تيزتير و تيزتيرترين ايرانيان، ياد شده است. در نوشتههاي پهلوي آگاهي چنداني از اين قهرمان به دست نميآيد و تنها در رسالهي ماه فروردين روز خرداد، آمده است كه در روز خرداد(روز ششم) از ماه فروردين، منوچهر و ايرش شيباگتير، سرزمين ايران را از افراسياب پس گرفتند. در نوشتههاي دورهي اسلامي آگاهي بيشتري پيرامون آرش وجود دارد. از آن قهرمان نامدار در تاريخ طبري، تاريخ ابن اثير، آثار الباقيه، شاهنامه، ويس و رامين، مجمع التواريخ، غرر السير، البدء و التاريخ و كتابهاي ديگر، ياد شده است.
جايي كه آرش تير خود را از آنجا پرتاب كرد، در اوستا كوهي به نام ايريوخشئوثه است. در نوشتههاي اسلامي، تير از جايي در طبرستان، كوه رويان، قلعهي آمل، كوه دماوند يا ساري پرتاب شده است. جايي كه آن تير فرود آمد، در اوستا كوهي به نام خونونت است كه شايد همان كوهي باشد كه در شاهنامه و كتاب ويس و رامين از آن با نام هماون يادشده و كوهي در شرق كوههاي شمال خراسان است. نويسندهي مجمع التواريخ آن را در جايي بين نيشابور و سرخس ميداند، در ويس و رامين و تاريخ طبرستان آن را جايي در مرو دانستهاند. فخرالدين اسعد گرگاني در ويس و رامين اين گونه آورده است:"از آن خوانند آرش را كمانگير كه از آمل به مرو انداخت يك تير".
منبع:
1. صاحب، غلامحسين. دايره المعارف فارسي(مقالهي آرش ). انتشارات فرانكلين، 1345
2. دهخدا، علياكبر. لغتنامه(واژهي آرش). انتشارات دانشگاه تهران، 1377
3. تفظلي، احمد. آرش(از مقالههاي دانشنامه ايران و اسلام، به كوشش احسان يارشاطر). بنگاه ترجمه و نشر كتاب، 1354
مسابقات بهاره
مجموعه فرهنگی ورزشی ۲۲ بهمن با همکاری شهرداری منطقه ۴ تهران، برگزار می کند:
مسابقات تیراندازی با کمان
اولین دوره مسابقات تیراندازی با کمان آزاد بمناسبت هجدهمین سالگرد ارتحال حضرت امام خمینی(ره) در دو بخش ریکرو و کامپاند و در مسافت ۳۰ متر برای بانوان و آقایان برگزار می شود.
زمان: چهارشنبه ۲۶/۲/۱۳۸۶ (بانوان) و پنجشنبه ۲۷/۲/۱۳۸۶ (آقایان)
مکان: مجموعه فرهنگی ورزشی ۲۲ بهمن. تهرانپارس. خیابان جشنواره. بلوار احسان. ۱۲ غربی. پلاک : ۳۱
شماره تلفن تماس: ۷۷۹۶۴۹۳۹
کلاسهای آموزشی
کلاسهای آموزشی تیراندازی با کمان
مجموعه فرهنگی ورزشی ۲۲ بهمن، کلاسهای آموزشی خود را در رشته ورزشی جذاب و پر نشاط تیراندازی با کمان آغاز کرده است.
از علاقه مندان به این رشته ورزشی زیبا و کهن ملی دینی، برای ثبت نام دعوت بعمل می آید.
نشانی: تهرانپارس. خیابان جشنواره. بلوار احسان. ۱۲ غربی. پلاک : ۳۱
شماره تلفن تماس: ۷۷۹۶۴۹۳۹
ورزشهای کهن=ارزشهای کهن
پرداختن به ورزشهای کهن، ارزشهای کهن را به ارمغان می آورد
مهندس کریم شایان راد در باره برنامه های سال جاری و مشارکت مردم و مسئولین در اشاعه فرهنگ ورزشی تیراندازی با کمان گفت: پذیرفتن یک مسئولیت به معنای انجام همه اقدامات مربوط به آن مسئولیت نیست بلکه عامه مردم بخصوص مسئولان کشور در برابر بار سنگین اشاعه ورزش در جامعه باید فعالیت داشته باشند و مسئولیت ما نیز اطلاع رسانی و ایجاد و برقراری ارتباط نظری و عملی بین بدنه رشته های ورزشی و جامعه می باشد که این ارتباط در مثل مانند درگیری چرخ دنده ها در یک سیستم حرکتی است.
وی با بیان ویژگیهای رشته ورزشی تیراندازی با کمان افزود:این ورزش دارای ویژگیهای قابل توجهی است که مهمترین آنها کهن بودن آن است.البته برخی افراد بین واژه کهنه و کهن فرقی قائل نیستند که باید یادآور شوم ،واژه کهنه به چیزهای بدرد نخور و از کار افتاده و فاقد بهره و یا دارای حداقل بهره اطلاق می شود اما کهن یعنی قدیمی اما با ارزش که ورزش جذاب و نشاط آور تیراندازی با کمان هم یکی از آنها به شمار می رود.
شهردار شهر قدس همچنین گفت: کهن بودن این ورزش می تواند آن را به عنوان یک میراث فرهنگی معنوی با ارزش مطرح سازد و این نکته به ورزشکاران این رشته کمک می کند که علاوه بر بهره مندی از جنبه های پرورشی تن، از ابعاد روحی و روانی و بطور اخص از محتوای فرهنگی آن هم بهره مند شوند زیرا کشور ایران دارای تمدن و فرهنگ کهن در بین سایر ملل جهان است و تیروکمان نیز در آن وجود دارد.
رئیس هیات تیراندازی با کمان استان تهران در ادامه با اشاره به کتاب ارزشمند شاهنامه فردوسی خاطر نشان ساخت:این حکیم بلند آوازه ایرانی در بیان فرهنگ رزم باستانی ایرانیان در جاهای مختلف کتاب شاهنامه خود از تیروکمان یاد کرده و به آن پرداخته است که اکثر ایرانیان با ادبیات آن مانوس هستند و ما نیز در برنامه های فرهنگی سعی داریم بیش از گذشته به آنها بپردازیم.این موضوع باعث جلوه نمایی بیشتر ارزشهای کهن ایران زمین نیز خواهد شد و ما این امر را در اتحاد ملی موثر می دانیم زیرا ورزشهای کهن ارزشهای کهن را به ارمغان می آورد.
شایان راد در پایان گفت : همچون گذشته از عموم مردم و مسئولین عزیز و تلاشگر کشورمان انتظار دارم ما مسئولان ورزشی را در راه ترویج و توسعه ورزش در جامعه یاری دهند و ما نیز در این راستا آماده دریافت کمکها و مساعدتهای آنان هستیم.
نتايج مسابقات جهانی کره جنوبی
موفقیت کمانداران ایرانی در مسابقات جهانی
کسب مدال طلای تیمی و مدال نقره انفرادی مسابقات جهانی تیراندازی با کمان ۲۰۰۷ کره جنوبی توسط کمانداران ایرانی.
کمانداران ایران دراولین دوره از مسابقات جهانی ۲۰۰۷ میلادی که یکی از جذاب ترین و عظیم ترین رقابتهای تیراندازی با کمان در دنیا به شمار می رود بسیار خوش درخشیدند. این دوره از مسابقات از تاریخ ۱۱ تا ۱۶ فروردین ماه سال ۱۳۸۶ در مرکز بین المللی مانسو در شهر السان کره جنوبی با حضور بیش از ۲۵۰ ورزشکار زن و مرد از ۳۴ کشور جهان برگزار گردید.
از استان تهران نیز نفرات زیر حضور داشتند:
آقایان: حمزه صفایی ، کیوان ریاضی مهر، حجت الله واعظی، مجید احمدی، رضا زمانی نژاد و خانمها: شهرزاد الهیاری و اکرم شعبانی.
تیم ملی کامپاند توانست در این دوره از رقابتها مدال طلا را از آن خود کند و پس از پشت سر گذاشتن تیمهای هلند و استرالیا به فینال راه یابد.
در مسابقه فینال، ایران به مصاف انگلیس رفت که این تیم را با نتیجه ۲۲۴ بر ۲۲۳ شکست داد و با اقتدار بر سکوی اول ایستاد .
در این رشته تیمهای ایران انگلیس و فرانسه به ترتیب مقام اول تا سوم را کسب کردند.
در رشته کامپاند انفرادی مردان آقای رضا زمانی نژاد در مرحله نیمه نهایی حریف امریکایی خود را مغلوب کرد و به فینال راه یافت.
در فینال زمانی نژاد با حریفی از ارسالوادر به رقابت پرداخت که با اختلاف یک امتیازی بازی را واگذار کرد و مدال نقره این دوره از رقابتها را بدست آورد .
در این رشته تیمهای ارسالوادر ایران و هند به ترتیب مقامهای اول تا سوم را به خود اختصاص دادند.
در کامپاند انفرادی بانوان، خانم اکرم شعبانی در مرحله نیمه نهایی نتیجه را به حریف روسی خود واگذار کرد و مقام چهارم رقابتها را از آن خود کرد .
رئيس هيات : .....................
-------------------------------------------------------------------
سال ۱۳۸۶ را سال پویایی ورزش تیراندازی با کمان در استان تهران می دانیم
رئیس هیات تیراندازی با کمان استان تهران در نخستین اظهارات خود در سال جدید گفت:با برنامه هایی که برای سال ۱۳۸۶ در نظر داریم به انجام برسانیم،امسال را سال پویایی ورزش کهن،جذاب و پر نشاط تیراندازی با کمان در استان تهران می دانیم.
مهندس کریم شایان راد ضمن تبریک سال نو به عموم مردم به خصوص جامعه ورزشی کشور،برای همه ایرانیان سالی خوب همراه با سلامتی و موفقیت آرزو کرد و افزود:
در سال گذشته علیرغم کمبود امکانات و منابع مالی کافی،هیات استان تهران توانست با همکاری مراکز مختلف در راستای ترویج و توسعه این رشته ورزشی گامهای موثری را بردارد که اقدامات گذشته، بستر مناسبی برای فعالیتهای امسال خواهد بود.
وی با بیان اهمیت فعالیتهای فرهنگی در کنار فعالیتهای ورزشی یاد آور شد:
مقام معظم رهبری امسال را سال اتحاد ملی و انسجام اسلامی نامگذاری فرمودند و ما بر این اساس و جهت پیروی عملی این شعار قصد داریم نخستین همایش فرهنگی ورزشی را تحت عنوان « نقش و جایگاه کمان و کماندار در فرهنگ ایران زمین » برگزار کنیم که بخشی از این رویداد به اسطوره ارزشمند ایران یعنی آرش کمانگیر خواهد پرداخت که نماد خوبی برای ترویج و احیای اصل پاسداری از کشور و ارزشهای فرهنگی آن و همچنین اتحاد و انسجام ملی و اسلامی است.
شهردار شهر قدس در ادامه سخنانش به ایجاد و برقراری ارتباط و همکاری هیات و مراکز استان تهران اشاره کرد و در این باره گفت:بخش روابط عمومی و امور فرهنگی هیات جهت اجرای برنامه های سال ۸۶ اقدام به برقراری همکاریهای دو جانبه فی مابین هیات و مراکز دولتی ،خصوصی و تعاونی استان کرده که در این راستا تفاهم نامه هایی هم به امضا، رسیده است.
شایان راد در پایان از همه علاقه مندان به این رشته کهن اسلامی - ایرانی خواست این هیات را در انجام هر چه بهتر برنامه های خود یاری کنند.
دعوت به همکاری از مراکز
------------------------------------------------------------
------------------------------------------------------
هیات تیراندازی با کمان استان تهران، جهت ترویج و توسعه ورزش جذاب و با نشاط تیراندازی با کمان در سطح استان تهران آماده همکاریهای فرهنگی ورزشی با مراکز دولتی، خصوصی و تعاونی استان،می باشد.
از همه علاقه مندان این رشته جهت ارائه نظرات ، پیشنهادات و راهکارهای عملی، دعوت بعمل می آوریم.
------------------------------------------------------
دوازدهم فروردين ماه
۱۲ فروردین
روز جمهوری اسلامی ایران
بر همه ایرانیان مبارک باد
يا مقلب القلوب والابصار

هر روزتان نوروز
نوروزتان پیروزباد
مسابقات پايان سال
هیات تیراندازی با کمان استان تهران با همکاری و مشارکت شهرداری قدس برگزار می کند:
مسابقات تيراندازی با کمان بانوان و آقايان،جام شهدا
به گفته دبير هيات تيراندازی با کمان استان تهران، يکدوره مسابقات تيراندازی با کمان مسافت ۳۰ متر در دو رشته ريکرو و کامپاند بانوان و آقايان با عنوان جام شهدا برگزار می شود.
حجت الله واعظی در اين باره گفت:اين مسابقات با همکاری و مشارکت هيات استان تهران و شهرداری قدس در روز سه شنبه (۲۲/۱۲/۱۳۸۵) که مصادف است با صدور فرمان حضرت امام خمينی (ره) جهت تاسيس بنياد شهيد انقلاب اسلامی و روز بزرگداشت شهدا ، در مجموعه ورزشی شهر قدس برگزار خواهد شد.
واعظی اعلام کرد : شرکت همه تيراندازان با کمان استان تهران در اين مسابقات آزاد است و علا قه مندان به شرکت در مسابقات می توانند از طريق تماس تلفنی یا مراجعه به دفتر هيات،ثبت نام کنند.
(شماره تلفن هيات تيراندازی با کمان استان تهران: ۷۷۸۴۶۶۰۰ )










